آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

سوختگی دست مامانی

1392/9/14 18:38
نویسنده : مامان
13,337 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقت پیش بعد از سر خاک مامان بزرگ با مامان بابایی رفتم خونشون.(پنج شنبه هجده مهر)البته خونه خودمون.(اون موقع هنوز اسباب کشی نکرده بودیم)بابایی چون سر کار بود نیومد.قرار شد چند روز که تعطیلات عید قربان بود بابایی هم بیاد.منم رفتم که با خاله برم کلاس قالی بافی.همون شب موقع آشپزی یه عالمه روغن داغ ریخت رو دستمو دستم بدجوری سوخت.

رو جای سوختگیش روغن زیتون زدم.ولی فایده نداشت.آخر شب عمورضا برام یه عالمه پماد سوختگی زد رو جای سوختگی.

 

صبح که بیدار شدم دیدم بدجوری تاول زده.منم میخواستم برم کلاس.با اون همه پماد یه افتضاحی شد.

ظهرش رفتم درمانگاه.تاولشو خالی کرد .

بعدم پانسمانش کرد.

باید یه اعترافی بکنم.همیشه دوس داشتم دستمو اینطوری پانسمان کنم!!نیشخندزبان

یه چند وقتی به همین شکل بود.متاسفانه همزمان شد با جمع کردن وسایل خونه.کار کردن برام سخت بود.

نصف پوستشو با قیچی بریدم.آخه گفتن عفونت میکنه باید پوستشو بکنی!!تعجب

بقیشو گذاشتم خودش بلند شه تا درد نگیره!

نزدیک دو ماه ازش گذسته ولی هنوز جاش مونده.امیدوارم به مرور زمان خوب شه.

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

✘ فاطمــﮧ جـפטּ ✘
8 آذر 92 21:29
الهی
✘ فاطمــﮧ جـפטּ ✘
8 آذر 92 21:31
الهیی زوووود خوب میشه عزیزم راستی مامانی لینک شدی که بعد بهتون سر بزنم و نی نیتونو ببینم
مامان
پاسخ
ممنونم عزیزم.منم شما رو لینک میکنم.
مامان اهورا
9 آذر 92 21:09
وااااااااااای هدی من وقتی دیدم خوب شده بود چه وحشتناک بوده
مامان
پاسخ
عکساشو بهت نشون نداده بودم؟آره خیلی وضعش وخیم بود.تازه از همه مراحلش عکس نگرفتم.
سارا مامان اهورا
10 آذر 92 9:05
★ ــــــــ★ ــــــــــــــ★★ ـــــــــــــــــــــــ★★★ ــــــــــــــــــــــــــــ★★★★ ـــــــــــــــــــــــــــــــ★★★★★ ـــــــــــــــــــــــــــــــ★★★★★ ــــــــــــــــــــــــــــ★★★★ ـــــــــــــــــــــــ★★★ ــــــــــــــ★★ ــــــ★ ــــــ★ ــــــــ★ ــــــــــــــ★★ ـــــــــــــــــــــــ★★★ ــــــــــــــــــــــــــــ★★★★ ـــــــــــــــــــــــــــــــ★★★★★ ـــــــــــــــــــــــــــــــ★★★★★ ــــــــــــــــــــــــــــ★★★★ ـــــــــــــــــــــــ★★★ ــــــــــــــ★★ ــــــ★
سارا مامان اهورا
10 آذر 92 20:36
اینقدر همش تند تند آپ میکردی امروز چند بار اومدم ببینم چی گذاشتی که دیدم خبری نیست.راستی رفتی دکتر پرونده تشکیل بدی؟
مامان
پاسخ
عزیزم اینا همش مشکلات دسترسی به اینترنت نداشتنه.خونه مامان اینام اینقد کار پیش میاد که اصلا وقت نمیکنم مطلب بذارم.آره رفتم.صبح میبینمت.
مامان دلنیا
11 آذر 92 11:48
وای مامانی چرا مواظب خودت نیستی .عزیزم بیشتر مواظب باش .مامان شدنتو تبریک میگم گلم.خوشحال میشم به وبلاگ ماهم سر بزنید
مامان
پاسخ
موقع آشپزی این چیزا پیش میاد.مرسی عزیزم.حتما میام.
مامانی
11 آذر 92 22:04
وای خاک تو سرم من بودم الان بستری باید میشدم ووووییییییی به خدا الان انگاری دست من سوخته بیشتر مراقب خودت باش[قلب
مامان
پاسخ
خدا نکنه مامانی.به منم گفتن دارو مصرف کن عفونت میکنه.دکتر گفت لازم نیست.منم خودم پانسمانش میکردم.مرسی مامانی.
مامان اهورا
13 آذر 92 18:39
سلام هدی جون.خوبی؟سرما خوردگیت بهتر نشده؟سرخ کردنی نخور یه مدت رعایت کن تا خوب بشی
مامان
پاسخ
سلام عزیزم.باور میکنی بدتر میشم بهتر نمیشم.دیشب از زور سرفه نخوابیدم.آخرشم با گریه خوابم برد.به خدا فقط غذاهای آبکی میخورم.مرسی.
شیما
14 آذر 92 6:43
آخی عزیز دلم...امیدوارم الان بهتر شده باشی گلم
مامان
پاسخ
آره الان خوب شده.فقط جاش مونده.ممنون.